تبلیغات
اینجا قلمرو من است Here is my territory

اینجا قلمرو من است Here is my territory

ADS
نویسنده : علی بیک محمدی 1393/01/27, 08:15 بعد از ظهر

گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو» - سیده سارا توانگر؛ هم رشته ام رشته خوبی است، هم دانشگاهم جزو برترین دانشگاه های کشور است. هر کس هم که مرا می شناسد مرا جزو مذهبی ها می داند؛ یعنی هیچ کس در دانشگاه مرا بدون چادر ندیده. شماره ام هم کاملاً شخصی است. هیچ کدام از همکلاسی های آقا هم جرأت بگو و بخند با مرا نداشتند تا همین امروز که دارم آماده می شوم برای آزمون ارشد.


او هم مثل من است؛ شاید هم متعصب تر از من. بشدت مذهبی و معتقد. جوری که آن اول ها هیچ کس باور نمی کرد که میان او و من رابطه عاطفی به وجود آید ...


به سبب فعالیت هایی که در یکی از کانون های دانشگاهی داشتم با او همکار بودم و بعضاً سر یک میز با هم بحث می کردیم؛ اتفاقاً روحیات مان هم جوری بود که بشدت با هم داغ و هیجانی بحث می کردیم و یک جورهایی کارمان به دعوا می کشید!


اما حدود ترم چهار این دعواها کم کم شد بذر محبتی که در دلم و دلش افتاد. آن اول ها پیامک هایی با مضمون مثلاً تبریک و تسلیت ایام. بعداً پیامک هایی با مضامین اجتماعی مثلاً جملات دکتر شریعتی و کم کم شعرهای عاشقانه...


مذهبی هستیم! برای همین هم از موقعی که فهمیدیم دلمان لرزیده، کلی بر خودمان سخت گیری می کردیم؛ درست عینِ نفس و دوران در فیلم دلشکسته...!


مدتی که گذشت دیدم دارم اذیت می شوم. این که محبتی به یک نامحرم داشته باشی فقط یک حالت خوب دارد: این که به ازدواج ختم شود.


او هم خوب می دانست این را و از همان موقع افتاد به فکر ازدواج.


با عُرضه است. مطمئنم که اگر بخواهد می تواند خیلی راحت یک زندگی نُقلی دو نفره را جمع و جور کند. من هم که سیندرلا نیستم که کاخ نشین باشم و هزار و یک قرِ و فِر بعضی همسن و سال هایم را داشته باشم. اصلاً زوج های مذهبی این طوری می شوند. ساده. بی آلایش. اولش کلی سختی می کشند. انقدر زمین می خورند تا کم کم پرواز را یاد می گیرند.


تازه! مطمئنیم به وعده خدا: یغنهم الله من فضله را ایمان داریم، اما...


از روزی که بحث ازدواج را مطرح کرد با مخالفت پدر و مادرش روبرو بود، اما مخالفت پدر و مادر من، هم سفت و سخت تر بود و هم مهم تر. فرقی هم نمی کنند پدر و مادرمان. دلیل های شان (تو بخوان بهانه های شان!) یکی است: سربازی نرفته. دهنتون بوی شیر میده. شغل درست و درمون نداره. خیال کردید جمع و جور کردن زندگی به همین سادگیاست. تو جو این فیلم و سریال موندید! داغید نمی فهمید...


از روزی که پدرم برای چندمین بار خواستگاری را موکول کرد به بعد از سربازی، دیگر با هم ارتباط نداریم. حتی یک پیامک.


و حالا سه سال است که قصه مان شروع شده. راستش داریم شبیه به قصه ها می شویم. به قول پدرم عین تو فیلم ها! دختر و پسری که یکدیگر را سال هاست می خواهند و پدر و مادرشان مخالفند.


صاحب اختیارم است. روی حرفش کلامی حرف نمی زنم، اما... از من که بپرسی می گویم پدرم دارد اشتباه می کند.


می گویم پدرم به قدر کافی توکل ندارد. می گویم پدرش به اندازه کافی به خدا اعتماد ندارد. بزرگواری می گفت یغنهم الله من فضله یعنی خودِ خودِ خدا تضمین کرده که زوج های جوان را غنی می کنم. خب این یعنی چه؟ یعنی پدر من، پدر او، پدر خیلی ها به خدا آن قدری که باید، اعتماد ندارند.


می گویم بابا جان! در همین دو سه ساله اخیر چهار پنج تا از دوستانم که وضع مالی خانواده شان از ما خیلی بدتر بود، ازدواج کردند و اولین خانه شان هم یک زیرزمین کوچک بود، اما حالا بعد از دو سه سال هم خانه استیجاری شان شده 80 متر، هم بچه دار شده اند، هم کار و بار داماد روی غلتک افتاده و مطمئنم که تا 10 سال دیگر خانه شخصی می خرند و زندگی شان از حالای ما بهتر می شود!


می گویم بابا جان! کلی از دوست هایم را دیده ام که خودِ خودِ خدا دست خالی شان را گرفته. باور کنید خدای آنها، خدای ما هم هست...


می گویم بابا جان! اگر بخواهی بایستی که یک داماد مذهبی اصیل مولتی میلیاردر با اسب سفید بیاید باید مرا ترشی بیندازی!


می گویم بابا جان! قصه مشکلات مالی تا قیام قیامت هست برای خانواده های متوسطی مثل ما. پس توکل کجای زندگیست؟ پس ما کجای زندگی خودمانیم؟ پس عشق ما چه می شود؟ پس حالا که همدیگر را می خواهیم چه کار کنیم؟


ما همدیگر را می خواهیم. نه برای دوست دختر و دوست پسری. نه برای - به قول روشنفکرنماها - کسب تجربه، ما همدیگر را برای سنت رسول الله می خواهیم، برای یک عمر، اما...



دسته بندی : بخش مخصوص خانم ها , بخش مخصوص آقایان ,


نویسنده : علی بیک محمدی 1393/01/27, 07:33 بعد از ظهر
یکی از مولفه های تعجب برانگیز آمارهای ثبت احوال این روزها، تفاوت معکوس سنی میان زوجین است که در سالهای اخیر هر روز هم بر شدتش افزوده شده، این در حالی است که ازدواج با فاصله سنی معكوس در فرهنگ سنتی جامعه ایران تابو محسوب می شد.


دوستی های قبل از ازداوج


به گزارش «تبیان» چند دهه پیش اگر پسری تصمیم می گرفت برای ادامه زندگی دختری بزرگتر از خودش را برای همسری انتخاب کند، هم از سوی خانواده مورد انتقاد قرار می گرفت و هم جامعه چنین ازدواج هایی را نمی پذیرفت و این زوج ها تا پایان زندگی مجبور می شدند که زیر تندباد طعنه و کنایه و آزار اطرافیان روزگار بگذارنند. این روزها اما دیگر از این خبرها نیست و دیگر تفاوت معکوس سن زوجین عاملی برای جدایی کسانی که تصمیم به ازدواج دارند، به حساب نمی آید و بر اساس امار ثبت ازدواج کشور در سال 91 براساس آمار واصله 829 هزار و 968 مورد ازدواج صورت گرفته است که در 3/89 درصد از این ازدواج‌ها زوج بزرگ‌تر از زوجه یا همسن بوده‌اند و در 7/10 درصد معادل 89 هزار و 59 مورد زوجه بزرگ‌تر از زوج بوده است. در طول یکی دو سال اخیر هم تعداد ازدواج با سن معکوس افزایش پیدا کرده است و انگار دیگر مانند سالهای اخیر، دخترها ابایی ندارند از ازدواج با پسری که ازلحاظ سنی از آنها کوچکتر است، ندارند و پسران هم با رغبت به سمت دخترهایی می رود که از آنها بزرگتر هستند.

گسترش اختلاف سنی معکوس، چرا؟

پرسشی که در این میان مطرح می شود این است که به رغم تاکید روانشناسان و جامعه شناسان بر اینکه بهتر است سن زن کمتر از سن شوهر یا همسن باشند، چرا در سالهای اخیر موج گستره ای از گرایش جوانان به این ازدواج ها در جامعه به وجود آمده است. شاید یکی از مهم ترین دلایل این پدیده، تغییرات جمعیتی در سالهای دهه 60 و هفتاد و در ادامه مشکلات اقتصادی در سالهای اخیر بود. اتفاقی که در سالهای دهه شصت افتاد افزایش زاد و ولد بود، به گونه ای که نمودار سینوسی موالید در در سالهای 62 تا 66 به اوج خود رسید و این حجم از موالید در سالهای دهه هشتاد به عرصه دانشگاه و بازار کار وارد شدند. مشکلات قبولی در کنکور با توجه به حجم متقاضیان از یک سو و بیکاری پس از فارغ التحصیلی از سوی دیگر باعث شد که پسران متولد دهه شصت تا سالها پس از فارغ التحصیلی و اتمام سربازی، توانایی ازدواج کردن نداشته باشند و از سوی دیگر دختران متولد این دهه پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی وارد بازار کار شدند و در این میان، متولدین دهه شصت به سالهای دهه 90 رسیدند در حالی که غالبا هنوز مجرد بودند. در چنین شرایطی دخترانی دهه شصتی به ناگاه با پدیده تازه ای روبرو شدند که پیش از این تجربه اش را نداشتند، خواستگارهایی که کوچکتر از آنها بودند و دختران در این بین باید انتخاب می کردند که با پسر کوچکتر ازدواج کنند یا برای آمدن خواستگار دلخواه باز هم منتظر می ماندند.



زمانی که ماجرا را با خانواده ام در میان گذاشتم، با مخالفت آنها روبرو شدم، چون آنها اعتقاد داشتند تصمیم من صحیح نیست اما زمانی که مریم را دیدند و متوجه شدند که این تفاوت سنی به هیچ عنوان در رفتار و ظاهر ما نمود ندارد و غیر از همین یک تفاوت، هیچ اختلاف دیگری با هم نداریم، باازدوجمان موافقت کردند

دختر رویاهایی که بزرگتر از من است

علی، 23 سال دارد و این روزها درگیرو دار راضی کردن خانواده اش برای ازدواج با دختر مورد علاقه اش روزگاری می گذراند دختری که از قضای روزگار 7 سال از او برگتر است . وقتی در خصوص تصمیمش از او می پرسیم، می گوید: چند ماه پیش زمانی که با مریم اشنا شدم، دیدم که دقیقا همان دختری است که در رویاهایم می دیدم، هیچ مشکلی نداشت، تحصیل کرده، نجیب، خانواده دار، زیبا، خوش خلق، تنها مشکل تفاوت سنی ما بود که من در ابتدای کار از مریم پنهان کردم اما زمانی که پای ازدواج به میان امد، مجبور شدم حقیقت قضیه را به او بگویم.

وی ادامه داد: زمانی که ماجرا را با خانواده ام در میان گذاشتم، با مخالفت آنها روبرو شدم، چون آنها اعتقاد داشتند تصمیم من صحیح نیست اما زمانی که مریم را دیدند و متوجه شدند که این تفاوت سنی به هیچ عنوان در رفتار و ظاهر ما نمود ندارد و غیر از همین یک تفاوت، هیچ اختلاف دیگری با هم نداریم، باازدوجمان موافقت کردند.

علی می افزاید: سرانجام پس از تحمل سختی های بسیار توانستیم خانواده همسرم را به این ازدواج راضی کنیم و این روزها از شادی سر از پای نمی شناسیم.

ازدواج با فاصله سنی معكوس


متانت همسرم در دختران نسل جدید نبود

محمد 25 ساله از دیگر کسانی است که چند ماهی است فهیمه را که 6 سال از او بزرگتر است به عقد خود در آورده. او در خصوص ماجرای آشنایی شان می گوید: پیش از اشنایی با فهمیه هیچ گاه به فکرم هم نمی رسید که با دختری که ازخودم بزرگتر است ازدواج کنم تا اینکه با او اشنا شدم. فهمیه دختری زیبا، با کمالات و مهربان و تحصیلکرده بود، انگار همه خوبی هایی دنیا را در وجود او گذاشته بودند، من پیش از فهمیه با دخترانی برخورد کرده بودم که از من کوچکتر بودند اما به هیچ عنوان صلاحیت ازدواج را نداشتند اما فهمیه آنقدر خوب و متین بود که اگر هر چند سال هم از من بزرگتر بود، باز حاضر نبودم از او بگذرم.

وی ادامه می دهد: زمانی که با فهمیه آشنا شدم با خودم گفتم اگر او را از دست بدهم تا پایان عمرم نمی توانم کسی مانند او را پیدا کنم، به همین دلیل موضوع را با او در میان گذاشتم، خود فهیمه هم در ابتدا از این ازدواج می ترسید تا اینکه به دفتر مشاور رفتیم و مشاور پس از پرسش هایی از ما، گفت که به غیر از تفاوت سنی مان مشکل دیگری برای ازدواج نداریم و در این میان تصمیم با خودمان است.

یکی از مشکلات ما در ازدواج راضی کردن خانواده هایمان بود که به کمک مشاور و جلساتی که او با والدینمان داشت توانستیم این مشکل را هم برطرف کنیم و این روزها، زیبا ترین روزهای عمرمان را در کنار هم می گذرانیم و می دانیم که این خوشی ها، همیشگی است.

سن تنها عددی در شناسنامه است

فرهاد 26 سال دارد و این روزها تمام سعیش را به کار گرفته که رضایت خانواده دختر مورد علاقه اش را که 5 سال از او بزرگتر است را جلب کند، فرهاد می گوید: لیلا، دختری سرزنده و شاداب است که در کار و تحصلیش بسیار موفق ظاهر شده، بر عکس من که چهره ام 7، 8 سالی بزرگتر از سنم به نظر می آید ، لیلا بسیار جوان تر از سنش است و هیچ کس نمیتواند حدس بزند که او بزرگتر از من است.



لیلا، دختری سرزنده و شاداب است که در کار و تحصلیش بسیار موفق ظاهر شده، بر عکس من که چهره ام 7، 8 سالی بزرگتر از سنم به نظر می اید ، لیلا بسیار جوان تر از سنش است و هیچ کس نمیتواند حدس بزند که او بزرگتر از من است.من پیش از انتخاب لیلا به عنوان همسر آینده ام ، همه جنبه های این امر را در نظر گرفتم و خانواده ام هم ، مشکلات احتمالی این مسیر را برایم توضیح دادند، اما به تصور من سن فقط عددی در شناسنامه است و اگر من امروز دختر ایده الم را از ست بدهم، تا آخر عمر نمی توانم خودم را برای این اتفاق ببخشم

وی ادامه می دهد: من پیش از انتخاب لیلا به عنوان همسر آینده ام ، همه جنبه های این امر را در نظر گرفتم و خانواده ام هم ، مشکلات احتمالی این مسیر را برایم توضیح دادند، اما به تصور من سن فقط عددی در شناسنامه است و اگر من امروز دختر ایده الم را از ست بدهم، تا آخر عمر نمی توانم خودم را برای این اتفاق ببخشم.

ازدواج با دختر بزرگتر خطر نیست

با توجه به موج گرایش جوانان به ازدواج های با اختلاف سنی معکوس، کارشناسان و جامعه شناسان معتقدند که چنین ازدواج هایی شاید راه حلی باشد برای تجرد قطعی و آمارهای پایین ازدواج به شرطی که چنین پیوندهای سنجیده و با تفکر انجام شود و زوجین همه جوانب این ازدواج و اتفاقات آینده را در نظر بگیرند در خاطر داشته اشند که ازدواج تصمیمی است برای یک عمر زندگی. در نهایت والدین و پدر مادر ها هم زمانی که می بینند پسرشان می خواهد با دختری بزرگتر از خود ازدواج کند و یا دخترشان قصد تشکیل خانواده با پسر کوچکتر از خودش را دارد و جوانب امر را در نظر گرفته، راهنمای جوانان باشند و اگر اختلاف فاحشی، غیر از تفاوت سنی میان آنها نیست، به جای مخالفت ، جوانان را در این مسیر یاری کنند تا راه برای ازدواج و تشکیل خانواده ای سالم گشوده شود.


سپیده آماده

دسته بندی : بخش مخصوص آقایان , بخش مخصوص خانم ها ,


نویسنده : علی بیک محمدی 1393/01/10, 12:39 قبل از ظهر


اعضا بدون استفاده در بدن

در این مطلب قصد داریم تعدادی از اعضای بدن را که شاید هیچ استفاده ای از آنها نمیشود را معرفی کنیم. برای مشاهده و شتاخت این اعضاء به ادامه مطلب مراجعه کنید.

1. ماهیچه سابکلاویوس:

ماهیچه کوچکی است که شانه را به اولین دنده وصل می‌کند. این ماهیچه فقط در صورتی مفید بود که انسانها روی چهار دست و پا راه می‌رفتند. بعضی از افراد یکی و بعضی دیگر دو تا از این ماهیچه دارند. تعدادی نیز فاقد این ماهیچه هستند.
.
2. آپاندیس:

این عضو به انسانهای اولیه در هضم گیاهان کمک می‌کرد. امروزه هر سال سیصد هزار آمریکایی آپاندیس خود را عمل می‌کنند (برمی‌دارند).
.
3. مجراهای شیر در مردان

نیازی به توضیح نیست! شاید استثناء وجود داشته باشد و بعضی مردان هم شیرده باشند.
.
4. دندانهای عقل:

این دندانها به انسانهای اولیه که مقدار زیادی از گیاهان تغذیه می‌کردند در جویدن غذا کمک می‌کردند. امروزه فقط 5 درصد جمعیت دندانهای عقل سالمی دارند.
.
5. ماهیچه های گوش بیرونی:

سه ماهیچه که به انسانهای اولیه اجازه می‌داد تا گوشهای خود را (مانند سگ و گربه) تکان دهند.
.
6. دنده گردن:

دنده‌های کوچکی است که در یک درصد از انسانها مشاهده می‌شود و می‌تواند باعث مشکلات عصبی یا سرخرگی شود. این دنده‌ها باقیمانده عصر خزندگی در انسان هستند.
.
7. مژه سوم:

پرندگان از این مژه برای حفاظت از چشم و پاک کردن گرد و غبار استفاده می‌کنند. انسانها قسمت کوچکی از این مژه را در داخل گوشه چشم خود دارند.
.
8. ماهیچه پالماریس:

ماهیچه درازی است که از آرنج تا مچ کشیده شده. از این ماهیچه برای آویزان شدن و بالا رفتن استفاده می‌شده است. یازده درصد انسانها فاقد این ماهیچه هستند.
.
9. مو: (البته این مورد در زنان استثناء است!)

درحالی که ابروها از ریزش عرق جلوگیری می‌کنند و یا اینکه موی صورت مردان ممکن است برای زنان جذاب باشد اکثر موهای بدن انسان هیچ کار خاصی انجام نمی‌دهند.
.
10. بلند کننده موی بدن:

حیوانات با استفاده از این ماهیچه موهای خود را به منظور بیشتر گرم شدن یا ترساندن حیوانات دیگر پف می‌کنند. با کمک همین ماهیچه است که مو بر تن ما سیخ می‌شود!
.
11. ماهیچه پالانتاریس:

این ماهیچه پا به میمون‌ها کمک می‌کند تا بتوانند با پای خود چنگ بزنند. 9 درصد از انسانها فاقد این ماهیچه هستند.
.
12. استخوان COCCYX:

کنترل کننده دم حیوانات. حیوانات از دم برای تعادل یا ارتباط استفاده می‌کنند. خارج کردن این استخوان از بدن هیچ مشکلی برای سلامتی ایجاد نمی‌کند.
.
13. سیزدهمین دنده:

این دنده در گوریل‌ها و شامپانزده‌ها وجود دارد ولی فقط هشت درصد انسانها دارای این دنده اضافی هستند.



دسته بندی : پزشکی/درمانی ,


نویسنده : علی بیک محمدی 1392/12/28, 11:55 بعد از ظهر

از کاغذ سازی نوکیا تا برنج فروشی سامسونگ!غول های موبایل قبلا چه کاره بوده اند؟!

images

شاید برای بسیاری از ما جالب باشد که بدانیم غول های امروز دنیای موبایل که هر کدام رقیبی برای یکدیگر هستند،کار خود را در ابتدا از کجا شروع کرده اند.از اپل گرفته تا ال جی هرکدام کار خود را در حوزه ای دیگر آغاز کردند و بعد از آن به مرور وارد بازار دیگری از جمله موبایل شدند.در ادامه همراه ما باشید

اپل کامپیوترساز
شرکت اپل در سال ۱۹۷۱ توسط استیوجابز ۱۶ ساله و استیو وزنیاک ۲۱ ساله راه‌اندازی شد و نخستین محصول آنها کامپیوتر شخصی Apple I بود که در گاراژ خانه جابز به صورت دستی ساخته شد. این محصول بعدها رسما با نام تجاری Apple Computer به بازار عرضه شد. تا سال ۲۰۰۷ اپل همچنان رایانه تولید می‌کرد، اما یک‌باره استیوجابز دقیقا زمانی که بازار موبایل دنیا نیاز به گوشی‌های هوشمند را حس کرد، نخستین گوشی هوشمند تمام لمسی و پیشرفته دنیا را با نام آیفون طراحی و تولید کرد.آیفون روز نهم ژانویه ۲۰۰۷ (۱۹ دی ۱۳۸۵) معرفی شد و در آن زمان تنها گوشی بود که صفحه‌کلید نداشت و از سیستم‌عامل iOS بهره می‌برد. اپل با این گوشی انقلابی به پا کرد و از آن زمان به بعد سالانه با عرضه فقط یک مدل گوشی توانسته جایگاه بزرگ‌ترین تولیدکننده گوشی را در دنیا به خود اختصاص دهد.

سامسونگ برنج فروش
شاید کمتر کسی بداند که شرکت سامسونگ که امروز در دنیای گوشی‌های هوشمند حرف اول را می‌زند، کار خود را سال ۱۹۳۸ میلادی، با فروش شکر و برنج آغاز کرد. لیی‌بیونگ‌چول بنیانگذار سامسونگ مغازه خود را با نام ” سام – سونگ ” راه‌اندازی کرد و سال ۱۹۶۰ به صنعت کشتی‌سازی و ده سال بعد به صنعت الکترونیک وارد شد. این شرکت سال ۱۹۹۶ نخستین گوشی خود را تولید کرد و تا سال ۲۰۰۷ فقط گوشی‌های ساده و معمولی می‌ساخت، اما از سال ۲۰۰۸ کم‌کم وارد عرصه تولید گوشی‌های هوشمند مبتنی بر ویندوزموبایل شد و سال ۲۰۱۰ خط تولید گوشی‌های Galaxy را راه‌اندازی کرد و نخستین گوشی هوشمند آندروییدی خود را ساخت. سامسونگ در سال ۲۰۱۲ توانست جایگاه شماره یک تولیدکنندگان برتر دنیا را به خود اختصاص دهد.

هوواوی مخابراتی
شرکت هوواوی که امروزه جایگاه سوم تولیدکنندگان بزرگ گوشی هوشمند در دنیا را دارد، فعالیت خود را سال ۱۹۸۷ توسط “رن ژنگ‌فی” در زمینه تجهیزات مخابراتی آغاز کرد و هم اکنون حرف اول را در زمینه تجهیزات مخابراتی دنیا می‌زند.
با این حال هوواوی سال ۲۰۰۸ وارد عرصه موبایل شد و نخستین گوشی خود را از سری Feature phone ساخت و سال ۲۰۰۹ نیز نخستین گوشی هوشمندش از سری آندرویید را وارد بازار کرد. اگرچه در ابتدا نتوانست موفقیتی در بازار به دست بیاورد.
با این حال از سال گذشته عزم خود را جزم کرد و توانست با عرضه گوشی‌های با کیفیت سهم بزرگی را در بازار گوشی‌های هوشمند به خود اختصاص دهد.

سونی پلوپز ساز
هفتم می سال ۱۹۴۶ ماسارو ایبوکا و آکیو موریتا دو مهندس ژاپنی، شرکت مشترک خود را با نام «توکیو تسوشین کوگیو» تاسیس کردند. ایبوکا و موریتا برای اولین بار در پاییز ۱۹۴۴ به عنوان اعضای گروه فوق سری «کمیته تحقیقات جنگ» با یکدیگر ملاقات کرده بودند و هیچ فرصتی را از دست ندادند و بلافاصله دست به کار شدند و از طریق حامیان با نفوذ خود، سرمایه لازم برای تاسیس شرکت را به دست آوردند و سونی اوایل سال ۱۹۴۶ تاسیس شد.
اولین محصول آنها یک پلوپز برقی بود، که هیچ‌گاه به بازار عرضه نشد. در سال ۲۰۰۱ شرکت سونی اریکسون توسط دو شرکت سونی ژاپن و شرکت ارتباطاتی سوئدی اریکسون برای تولید موبایل تاسیس شد. دلیل این ترکیب تخصص سونی در دستگاه‌های الکترونیکی مصرفی و پیشتازی تکنولوژیکی اریکسون در بخش ارتباطات بود. اما سال ۲۰۱۲ سونی و اریکسون از یکدیگر جدا شدند و سونی به شکل مستقل اقدام به ساخت گوشی‌‌های هوشمند پرداخت.

موتورولای رادیو ساز
تاریخ تاسیس شرکت موتورولا به سال ۱۹۲۸ برمی‌گردد که پائول گلوین در یک کارخانه در ایلینوی شیکاگو سرمایه‌گذاری کرد. اولین محصول این کارخانه حذف کننده باتری بود که به مصرف کنندگان اجازه استفاده از جریان برق خانگی را در رادیو می‌داد. در حالی که در مدل‌های قدیمی‌تر فقط از باتری‌های خارجی استفاده می‌شد. در دهه ۱۹۳۰ شرکت موتورولا به تولید رادیوهای ماشین با نام تجاری موتورولا پرداخت. به‌طور همزمان بخش‌های رادیوی خانگی و پلیس نیز در شرکت ایجاد شد. در سال ۱۹۴۷ نام کارخانه به موتورولا تغییر یافت. در دهه ۱۹۴۰ شرکت شروع به کارهای دولتی کرد و یک آزمایشگاه تحقیقاتی برای بررسی الکترونیک حالت جامد نیز در شرکت تاسیس شد. در زمان فوت پائول گلوین در سال ۱۹۵۹ شرکت موتورولا در ارتش، فضا و ارتباطات تجاری پیشرو بود و اولین تاسیسات نیمه هادی توسط این شرکت ساخته شد. اواخر دهه ۱۹۸۰ موتورولا به نخستین تهیه کننده تلفن‌های سلولی تبدیل شد و در سال ۱۹۹۶ گوشی تلفن همراه StarTACTM را تولید کرد.
در تاریخ ۱۵ اگوست ۲۰۱۱ یا ۲۷ مرداد ماه سال ۱۳۹۰ شرکت گوگل اعلام کرد که با پرداخت مبلغ ۵/۱۲ میلیارد دلار به موتورولا، مالکیت بخش “موتورولا موبیلیتی” را در دست خود می‌گیرد.

ال جی رادیو ساز
شرکت ال جی در تاریخ اول اکتبر سال ۱۹۵۸ با نام گلداستار تاسیس شد. در تاریخ ۱۵ نوامبر سال ۱۹۵۹ با تولید اولین رادیو کره‌ای به عنوان پیام آور آغاز صنعت الکترونیک در کره شناخته شد. این شرکت در ماه نوامبر ۱۹۶۲ اولین تلفن کره‌ای را ساخت و ساخت گوشی موبایل را از سال ۲۰۰۲ در کنار سایر محصولاتش آغاز کرد.

HTC کامپیوتر ساز
چر وانگ و پیتر چو، اچ‌تی‌سی را در سال ۱۹۹۷ میلادی پایه‌گذاری کردند. در آغاز اچ‌تی‌سی به‌عنوان یک سازنده کامپیوترهای همراه یا نوت‌بوک‌ها فعالیت می‌کرد. سال ۱۹۹۸ اچ‌تی‌سی یکی از نخستین دستگاه‌های بی‌سیم لمسی دستی قابل‌حمل را طراحی کرد. شرکت اچ‌تی‌سی به‌عنوان نخستین شرکت عرضه‌کننده دستگاهی با سیستم‌عامل ویندوز موبایل شرکت مایکروسافت در ۲۰۰۲ شناخته‌ می‌شود. این شرکت هم‌چنین نخستین دستگاه با سیستم‌عامل مایکروسافت و پشتیبانی از نسل سوم مخابرات را در سال ۲۰۰۵ تولید کرد. اچ‌تی‌سی نخستین گوشی هوشمند مبتنی بر سیستم‌عامل آندرویید خود را سال ۲۰۰۸ عرضه کرد و تاکنون به ساخت مدل‌های گوناگونی از گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها بر پایه سیستم‌عامل‌های ویندوز موبایل، ویندوزفون و آندرویید پرداخته ‌است.

نوکیای کاغذساز
شرکتی که هم اکنون ما به عنوان نوکیا می‌شناسیم، در سال ۱۸۶۵ به عنوان یک شرکت تبدیل چوپ به ورقه‌های کاغذ توسط مهندس معدنی به نام Knut Fredrik Idestam در جنوب غربی فنلاند و در دوران تسلط امپراطوری روسیه بر این کشور تاسیس شد. نام نوکیا در سال ۱۸۶۷ برای این شرکت انتخاب شد و به چند بخش از جمله تولید محصولات کاغذی، دوچرخه و تایر اتومبیل، کفش، رایانه‌های شخصی، کابل‌های ارتباطی، تلویزیون، لوازم برقی، باتری و آلومینیوم تقسیم شد.
سال ۱۹۸۷ نوکیا نخستین گوشی خود را وارد بازار کرد و حدود ۱۴ سال حاکم بی چون و چرای بازار موبایل بود. اما از سال ۲۰۱۲ کم کم سهمش از بازار موبایل را از دست داد و سال ۲۰۱۳ به شرکت مایکروسافت واگذار شد و تا چند وقت دیگر نامی از این برند فنلاندی وجود نخواهد داشت.

tnews





نویسنده : علی بیک محمدی 1392/12/21, 12:09 بعد از ظهر

سورن مانولیان (Suren Manvelyan) متولد 1976، عکاسی را زمانی که تنها 16 سال داشت آغاز کرد. او پله‌های ترقی را به سرعت طی نمود به طوری که در سال 2006 به عنوان یکی از عکاسان برجسته و نام آور به شهرتی جهانی دست یافت. هنر عکاسی او تقریبا به تمامی موضوعات جالب و بکر معطوف بوده و به نوعی می‌توان گفت او در هر زمینه عکاسی دستی از دور بر آتش دارد، از عکاسی ماکرو و بزرگنمایی گرفته تا پرتره، چشم اندازهای زیبا، پروژه‌های عکاسی خلاقانه و موارد دیگر همه و همه برخی از آثار او را شامل می‌گردند. عکس‌های این هنرمند نامی در بسیاری از مجلات و روزنامه‌های معتبر در ارمنستان و همینطور در سرتاسر جهان به چاپ رسیده است.

در این مطلب تعدادی از عکس‌های برجسته مانولیان را برای شما انتخاب نمودیم که به پروژه‌ای به نام "چشمان زیبای شما" تعلق دارند. هم اکنون این آثار یکی از پربازدیدترین گالری‌های Behance (پلتفرمی برای ارائه عکس، مد، کارهای طراحی، مصورسازی و گرافیک که توسط شرکتی نیویورکی تاسیس شده و از کارهای هنری برجسته و هنرمندان خلاق حمایت می‌کند) در تمام دوران بوده که بالغ بر 2.999.655 بازدید کننده داشته است و دومین برنامه تقدیر شده از سوی مخاطبین این پلتفرم با بیش از 70.140 لایک بوده است.

این هنرمند نامی مدت 10 سال است که به موازات عکاسی به تدریس فیزیک، ریاضیات، زمین شناسی و ستاره شناسی در مدرسه والدورف ایروان پرداخته ، همچنین از 1997 تا 2011 به عنوان محقق در انجمن فیزیک آکادمی علوم ملی ارمنستان مشغول به کار بوده است.

در سال 2001، سورن مدرک دکترای تخصصی خود را در زمینه فیزیک از دانشگاه ایالتی ایروان دریافت نمود، جایی که تحقیقاتش روی بینظمی‌های کوانتومی را به انجام رساند. سال بعد موفق شد جایزه ریاست جمهوری ارمنستان را به دلیل تحقیقات خود روی فناوری‌های کوانتومی به دست آورد.

در ادامه شما را با مجموعه‌ای از بهترین‌ آثار این پروژه آشنا می‌کنیم که از میان 37 تصویر برگزیده این آلبوم انتخاب شده‌اند و به عکاسی ماکرو یا بزرگنمایی از چشمان انسان اختصاص دارند. اگر تمایل دارید دیگر عکس‌های این گالری را نیز مشاهده کنید می‌توانید به Behance مراجعه کنید.

این بار وقتی جلوی آیینه ایستادید با دقت بیشتری به چشمان خود بنگرید. امیدواریم از دیدن این تصاویر جالب و در عین حال عجیب لذت برده باشید.



دسته بندی : سرگرمی , هنری , عکس های جدید ,


نویسنده : علی بیک محمدی 1392/11/13, 08:10 بعد از ظهر

چه زیبا خالقی دارم

دلم گرم است می دانم

که فردا باز خورشیدی ،

میان آسمان ، چون نور می آید

شبی می خواندم با مهر

سحر می راندم با ناز

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که می خواند مرا ، با آنکه میداند گنه کارم

اگر رخ بر بتابانم

دوباره ، می نشید بر سر راهم

دلم را می رباید ، با طنین گرم و زیبایش

که در قاموس پاک کبریایی ، قهر نازیباست

چه زیبا عاشقی را دوست می دارم

دلم گرم است می دانم ، که می داند

بدون لطف او ، تنهای تنهایم

اگر گم کرده ام من راه و رسم بندگی ، اما

دلم گرم است ، می دانم ،

خدای من ، خدایی خوب می داند

و می داند که سائل را نباید دست خالی راند

دلم گرم خداوندی ست

که با دستان من ، گندم برای یاکریم خانه می ریزد

و با دستان مادر کاسه آبی برای قمری تشنه

دلم گرم خداوند کریم خالق نوری ست

که گر لایق بداند

روشنی بخشد ، به کرم کوچکی با نور

دلم گرم خداوند صبور و خالق صبری ست

که شب ها می نشیند در کنارم

تا بیند می رسد آن شب ، که گویم عاشقش هستم

خداوندا ، دعا برآنکه آزار مرا اندیشه می دارد ، نشانم ده

لب و اندیشه و دست مرا ، نیکی عطا فرما

خداوندا ، هر آنکس را که با این واژگان مرگ ، هر شب جمله می سازد

به سر مشق نوشتن از تولد رهنمون فرما

خداوندا ، سعادت را نشانش ده

ز خود خواهی رهایی ده

خداوندا ، مسلمانی عطایش کن

نخشکاند هزاران شاخه زیبای مریم را

نبندد پای زیبای پرستو را

نسوزاند پر پروانه های عاشق گل را

نچیند بال مینا را

قفس آواز بلبل ؟ شرم از این بیداد

شکستن قامت گل ؟ وای من هیهات

دعایت می کنم ای آنکه ویران میکنی دل را

تو هم زین پس ببینی بغض مادر را

هراس و شرم بابا را

بفهمی معنی هم سفره بودن را

ترا ای نیش ، نوشت آرزو دارم

ترا ای زخم بر دل ها

دعایت می کنم روزی بنوشی از طهور ساغر رحمانی هستی

ترا ای آنکه خنجر را به خون صد پرنده آشنا کردی

دعایت می کنم عاشق شوی بر یاکریم و هدهد و مینا

دعایت می کنم ای عهد بشکسته

به یاد آری ، تو پیمان الستی را

دعایت می کنم ای شمع ، در یاد آوری دیگر

رسوم همنشینی با پر پروانه را ، زین پس

تو را ای با سیاهی خو گرفته ، پرده بر افکار

مرا با لعنت و نفرین قراری نیست

دعایت می کنم

آنسان دعایی ، تا تو هم عاشق شوی بر نور

که ظلمت ، معنی نابودن نور است

دعایت می کنم بیگانه با ما

آشنای خوب ما گردی

کلید یک سلام مهربان

قفل لبان بسته ات را باز بگشاید

تو را ای آنکه مرگ شاپرک اندیشه می داری

تماشای پر پروانه ات ، روزی شود روزی

تو را ای مرگ جنگل آرزویت

فرصت زیبای پیوند نهالی آرزو دارم

کویر اندیشه خشکنده سوزان

برایت جاری رود خروشان آرزو دارم

مرا با آرزوی مرگ و نفرین

واژه های سرد و درد آلود ، کاری نیست

تو را ای از خدا ببریده ، ای سرگشته تنها

برایت من خدا را آرزو دارم

برایت ای ز مهر و عشق بیگانه

از این پس طعم خوبی آرزو دارم

برایت ای تو را اندیشه پرواز ها دشمن

هزاران آسمان پر پرنده ، آرزو دارم

ترا در لحظه های تلخ یک سیلی

عطوفت های عیسی آرزو دارم

و وقتی آتش خشمی ترا در کام میگیرد

خلیلی مهر ابراهیم ، گلستانت کند آتش

فروش گوهر زیبای انسان گر نمودی تو

گذشت یوسفی، در روزگار سختی ات را آرزو دارم

به ایامی که سحر ساحران اندیشه سوزان است

عصای دست موسی ، دست عقلت باد

و هنگامی که فتحی هدیه می گردد

به یاد آری که رحمت بر خلایق ، سیره ختم رسولان است

نمازی را که بعد از خواندنش

عشق خدا در سینه نا پیداست

قضایش را به جا آور

تو را در خود فرو رفته

برایت درک آغوش جماعت آرزو دارم

چه باک از آنکه می گوید نخوان ، ساکت ، مگو

وقتی خدایم در اولین دیدار می گوید، بخوان ما را

چه ترس از ظلمت شب ها

به هنگامیکه نور آسمانها و زمین ، آغوش بگشاید

و می گوید ، عزیزم حاجتی داری اگر

اینک بخوان ما را

که من حاجت روا کردن برای بنده ام را، دوست می دارم

دعایت می کنم

روزی بفهمی معنی نا گفتن لب ها ، رضایت نیست

بفهمی از خدا گفتن ، ولیکن مردم آزردن ، عبادت نیست

تو آیا هیچ می دانی خدایم کیست ؟

چنان با من به گرمی او سخن گوید

که گویی جز من او را بنده ای ، در این زمین و آسمانها نیست

هزاران شرم از آن دارم

چنان با او به سردی راز می گویم

که گویی من جز او ، یکصد خدا دارم

چنان با مهر می بخشد

که گاهی آرزوی صد گناه و توبه من دارم

دلم گرم شقایق پرور ، باران سروش ، مهر آیین است

دلم گرم خدای عاشق خوبیست

هلا ای آنکه خواب از چشمها بردی

تو را آرامش شب ها گوارایت

تبسم سوز اخم آیین کین گستر

نهال خنده مهمان لبانت باد

تو ای با مذهب عشاق بیگانه

برایت عاشقی را آرزو دارم

هلا ای آنکه گریاندی مرا تا صبح

برای تو ، هزار و یک شب آرام و پر لبخند ر ا ، من آرزو دارم

تو را ای آرزویت ، قفل بر لب ها

برای تو ، کلید فهم معنای تفاهم آرزو دارم

تو ای با عشق بیگانه

اگر روزی بخوانی رمز بال شاپرک ها را

تو می فهمی ، شکار شاپرک ها ، کار نازیباست

اگر حزن نوای بلبلی را در قفس احساس میکردی

دگر آواز شاد بلبلان را در قفس، باور نمی کردی

اگر ناز نگاه آهوان دشت می دیدی

تفنگت را شکسته ، مهربانی پیشه می کردی

چه لذت صید مرغان رها در پهنه آبی؟

اگر معنای آزادی ، به یاد آری

نم چشمان آن آزرده دل را گر تو می دیدی

نمازت را ادای تازه میکردی

تو ای زیبا ستیز عاشق دوری

تو را زیبا ترین زیبای زیبایان

خدا ر آرزو دارم

نمی دانم دگر باید چه می گفتم

به در گفتم، تمام آنچه در دل بود

بدان امید

شاید بشنود دیوار

»کیوان شاهبداغی



نویسنده : علی بیک محمدی 1392/11/13, 08:00 بعد از ظهر


آیا می‌خواهید برج ایفل را از نمای نزدیک‌تری ببینید اما نمی‌توانید در پاریس به این خواسته‌تان دست یابید؟ نقشه گوگل برای نمایش تصاویر مجازی در خدمت شما است. البته همه چشم اندازها از طریق این ویژگی در اختیار شما قرار نمی‌گیرند چرا که برخی از نقاط به دلیل مسائل امنیتی از سوی دولت‌های مربوطه محو و نامشخص می‌گردند. در ادامه 10 مورد از مهم‌ترین مکان‌های غیرقابل مشاهده ر روی نقشه گوگل را معرفی خواهیم کرد.


اگر بخواهید شهرها یا خیابان‌های کشور کره شمالی را از طریق نقشه گوگل مشاهده کنید، این خواست امکان پذیر نخواهد بود. همچنین کاخ سلطنتی هلند و حتی نیروگاه واقع در محوطه دانشگاهی در نیویورک نیز دور از دسترس می‌باشند.

دیانا ییک (Deanna yick) ، سخن گوی گوگل در این زمینه می‌گوید:

تصاویر ماهواره‌ای و محیطی موجود در گوگل ارث و گوگل مپ هر دو از طریق منابع عمومی و تجاری تامین می‌گردند. ما موظف هستیم به قوانین کشورها توجه کرده و بنابر خواست آنها عمل کنیم. بعضی از کشورها تصاویر خاصی را محو کرده و سپس آنها را در اختیار ما قرار می‌دهند.

زمانی که Google Map برای اولین بار شروع به فعالیت کرد، تصاویر مربوط به کاخ سفید و ساختمان کنگره آمریکا در واشنگتن دی سی نیز نامشخص بودند. ییک در ادامه می‌افزاید: «گوگل به طور مرتب این تصاویر را به روز رسانی می‌کند و این در واقع بخشی از تلاش این شرکت برای خلق نقشه‌های غنی و کاربردی‌تر می‌باشد.»

ییک افزود:

ما در تلاش هستیم تا حد ممکن بهترین اطلاعات را منتشر کرده و در دسترس عموم قرار دهیم. در این راه می‌بایست عناصر گوناگونی را مد نظر قرار دهیم بویژه زمانی که قصد جداسازی بهترین تصاویر را داریم. در این مورد باید به تاریخ، وضوح و رزولوشن تصویر توجه جدی داشته باشیم. گوگل اطلاعات به روز شده را دریافت کرده و اگر آنها به بهبود کیفیت تصاویر موجود کمک کنند علی رغم دستکاری‌های احتمالی، مجددا اقدام به بازنشر آنان می‌کند.

در ادامه شما را با نقاطی از جهان که نقشه گوگل اجازه مشاهده آنها را به شما نمی‌دهد آشنا می‌کنیم. در این سفر با ما همراه شوید.

اقامتگاه سلطنتی، هلند

gmap-censored-1

این کاخ سلطنتی که در شهر آمستردام واقع شده به فهرست بلند بالایی از دیگر کاخ‌های خاندان سلطنتی هلند که در نقشه گوگل محو شده‌اند اضافه می‌گردد. از جمله این اماکن می‌توان به اصطبل سلطنتی و دیگر کاخ خاندان سلطنتی واقع در شهر دن‌هاگ (Den Haag) که "هوییس تن بوش "(Huis ten Bosch) یا "خانه‌ای در میان درختان " نامیده می‌شود اشاره کرد.

فرودگاه بین المللی نیاگارا بوفالو

gmap-censored-2

این فرودگاه بخش سفید بزرگی را در نقشه گوگل به خود اختصاص داده است. با زوم کردن روی نقشه اطلاعات چندانی از این فرودگاه قابل مشاهده نمی‌باشد.

پارک ملی تانتائوکو (Tantauco) ، شیلی

gmap-censored-3

این پارک ملی در کشور شیلی منزلگاه گونه‌های خاص و در خطر انقراض فراوانی است. این مکان در نقشه گوگل تنها با یک نشانه مشخص شده است.

سد کئووی (Keowee)، کارولینای جنوبی

gmap-censored-4

این سد ساخت بشر که در دریاچه کئووی در کارولینای جنوبی قرار گرفته از دیگر مناطق کدر و نامشخص روی نقشه گوگل به شمار می‌رود. این سد که شبیه به یک درخت کریسمس است به یک شرکت تولید کننده انرژی به نام دوک (Duke) برای تولید نیروی برق مورد نیاز یاری می‌رساند. این سد با تولید 40 مگاوات برق قادر به تامین برق مورد نیاز 7.000 خانه می‌باشد.

مکان مرموز روس‌ها

gmap-censored-5

هنوز به طور دقیق نمی‌توان پیرامون دلیل واقعی محو شدن این محل توسط روس‌ها اظهار نظر کرد، مخصوصا از این جهت که این مکان در نقطه‌ای دورافتاده در سیبری قرار گرفته است. نزدیک‌ترین شهر به آن اگوگینات (Egvekinot) در کشور روسیه است که در مجاورت آلاسکا قرار گرفته است.

فرودگاه مینامی توریشیما، ژاپن

gmap-censored-6

این فرودگاه که در جزیره‌ای با همین نام قرار گرفته در ساحل شرقی ژاپن واقع شده است. این قرودگاه هم اکنون توسط نیروی دریایی این کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ساختمان مایکل آف (Michael Aaf) ، یوتا

gmap-censored-7

محوطه‌ای بزرگ واقع در منطقه داگوی(Dugway) در ایالت یوتا که متعلق به ارتش ایالات متحده آمریکا می‌باشد. این مکان جایی است که نیروی نظامی این کشور سیستم‌های پیشرفته تسلیحات بیولوژیکی و شیمیایی را مورد آزمایش قرار می‌دهد. ساختمان میکائیل در این منطقه با رنگ سفید مشخص شده است. احتمالا دلایل امنیتی انگیزه این اقدام بوده‌اند.

نیروگاه ترکیبی حرارتی، دانشگاه کورنل، نیویورک

gmap-censored-8

این نیروگاه که در سال 2010 افتتاح شده در نقشه گوگل به صورت محو و نامشخص مشاهده می‌گردد. استفاده از فناوری‌های پیشرفته در ساخت ژنراتورهای دوست‌دار محیط زیست که با استفاده از گاز نیروی برق تولید می‌کنند بخشی از تلاش‌های صورت گرفته در این دانشگاه برای کاهش انتشار گاز دی اکسید کربن می‌باشد.

بابل، عراق

gmap-censored-9

در نقشه گوگل شهر بابل در کشور عراق بیش از آنکه شبیه شهری شلوغ و پرجمعیت باشد بیشتر به مزرعه‌ای پهناور و بی انتها شباهت دارد.

ولیسینگن (Vlissingen)، هلند

gmap-censored-10

اموال و متعلقات خاندان سلطنتی هلند تنها مکان‌های محو شده این کشور بروی نقشه گوگل نیستند. ناحیه استراتژیک ولیسینگن را نیز می‌بایست به آنها افزود. جایی که پایگاه‌های متعدد ارتش و نیروی هوایی این کشور در آنجا مستقر شده‌اند. منطقه ای در سمت چپ نقشه نیز به صورت نامشخص دیده می‌شود.

اما در پایان این مطلب شما چه نظری دارید؟ آیا فکر می‌کنید این اقدام برخی از کشورها در حذف و تار کردن بخشی از تصاویر نقشه گوگل منصفانه است؟ خود شما تا به حال با مواردی این چنینی مواجه بوده‌اید؟ نظرات خود را با ما هم در میان بگذارید.



دسته بندی : سیاسی , سرگرمی , خبری , عکس های جدید ,


نویسنده : علی بیک محمدی 1392/10/29, 03:47 بعد از ظهر
عکسهای از سیاستمداران دنیا با ژست‌های عجیب را مشاهده می‌کنید. این عکس‌ها توسط سایت‌های خبری بزرگ منتشر شده است.
کد خبر:\
































دسته بندی : عکس های جدید , خبری , سیاسی ,


نویسنده : علی بیک محمدی 1392/10/25, 08:32 بعد از ظهر
من در ابتدای این مقاله اعتراف می کنم که به عنوان یک مرد متاسفانه کم از این شوخی ها نداشته ام !

به گزارش عصرایران،این شوخی ها شاید عادی به نظر برسد و چندان هم مشکلی در زندگی ایجاد نکند ، ولی فکر نکنید زن و شوهری که با هم مشکل پیدا می کنند ، یک اتفاق خیلی بزرگ بین شان افتاده یا فیزیکی با هم درگیر شدند !

بعضی از موضوعات بسیار ریز در زندگی وجود دارد که اگر آنها را رعایت نکنیم ، رابطه ما با همسرمان را به تدریج خراب می کنند ، پس بیایید با هم این رفتارها را بخوانیم و کنار بگذاریم ! باید بگویم بسیاری از آقایان و مخصوصا پسرهای جوانی که ازدواج می کنند ، هنوز در فضای مجردی به سر می برند و نمی دانند جلوی همسرشان چه باید بگویند و چه نگویند ، اجازه بدهید خیلی ساده تر شوخی های رایج بعضی مردان را با همسرشان بگویم ، البته دقت کنید اینها در فضای عادی و شوخی است :

* شوخی های تهدیدی :

 - طلاق : مثلا همسر شما می گوید "اگه یکماه آشپزی نکنم چیکار می کنی؟" بدترین جواب این است :"خب طلاقت میدم!" بعد هم غش غش میخندید و در پاسخ ناراحتی همسرتان می گویید :"بابا شوخی کردم" همسر شما هم ناراحت می شود و شما او را "بی جنبه" خطاب می کنید و یک شوخی ساده می شود بهانه ای برای جنجال ! خب حالا فرضا اگر خیلی مرد خوبی باشید از دل همسرتان هر طور شده در می آورید ، اما یک اتفاق خیلی بد افتاده ، همسر شما نگران و مضطرب می شود، به فکر می رود ، ناراحت می شود ، در رابطه زناشویی اش کمی سرد می شود و ... البته منظورم این نیست که با یک شوخی کوچک همه چیز خراب می شود ، منظور این است که وقتی از این شوخی ها کردید کم کم عادت تان می شود و به تدریج تیشه به ریشه رابطه می زنید.

- زن دوم : شب دیر به خانه می آیید ، همسرتان می گوید :"کجا بودی تا این وقت شب؟" شما هم می گویید:"خونه دومی !!!" خیلی شوخی جالبی بود نه ؟ یا مثلا بدون هیچ بهانه ای مسئله زن دوم را مطرح می کنید ! مثلا به بچه هایتان می گویید:" آره دیگه کم کم میخوام یه مامان جدید براتون بیارم!" البته تجربه ی من ثابت کرده مردانی که از این شوخی ها می کنند ، کسانی هستند که هیچ وقت این کار را نمی کنند ! ولی باز هم می گویم این شوخی ها تیشه به ریشه زندگی می زند ، همسر شما مدام در فکر می رود ، شما هم با خودتان فکر می کنید همسرم چقدر شکاک است و زنهای مردم اینطور نیستند و ... !

همین می شود بهانه برای خراب شدن یک رابطه زناشویی. - مرگ و زندان : آقا یک سرماخوردگی کوچک گرفته ، به همسرش می گوید :" خانم اون قلم و کاغذ رو بردار بیار آخرین وصیت هام رو بکنم." یا مثلا زیاد دیدم آقایانی که تا مشکلی در کارشان پیش می آید می گویند :" خانم اون وسایل ما رو جمع کن امروز فرداست که با مامور بیان دنبالم." یا "سعی کن ماهی یه بار بیای ملاقاتم و کمپوت آناناس هم بیاری!" البته اینها نمونه است ولی حرفهایی است که زیاد در زندگی ها می بینم و هیچ پایه و اساسی ندارد و مرد فقط برای شوخی اینها را بیان می کند ، ولی نمی داند با همین شوخی ها به همسرش لطمه روحی می زند و او را نگران و مضطرب می کند.

* شوخی های مردانه

 - شوخی های فیزیکی : یک سری شوخی هایی هست که ما در فضای دوستانه خودمان انجام می دهیم ، مثلا با بیل می زنیم توی سر رفیقمان و به مدت نیم ساعت با هم می خندیم ! یا دوستمان با لگد ما را سه متر جلوتر پرتاب می کند ! خب اینها در فضای مردانه همه نشانه محبت و دوست داشتن است ! ولی هرگز از این شوخی ها با همسرتان نکنید ، خانم ها احساسات بسیار قوی ای دارند ، مثلا وقتی شما همسر خود را نوازش می کنید خیلی برای او لذت بخش است ، و برعکس وقتی به شوخی به او ضربه ای می زنید به همان اندازه برایش دردآور و ناراحت کننده است. پس از این شوخی ها هم اصلا نکنید. با یکی از دوستانم بیرون رفته بودیم ، به بهانه ای یک خودکار به همسرش داد ، تا خانم خودکار را گرفت ناگهان از جایش پرید و دوستم زد زیر خنده ، ظاهرا خودکار برقی بود و یک برق چندولت خفیف همسرش را گرفته بود ، این هم جزء شوخی های فیزیکی محسوب می شود که به هیچ وجه ، تاکید می کنم به هیچ وجه نباید مرتکب شوید.

- شوخی های حاوی فحش :
باز هم این یک نوع دیگر از خوشمزگی های به جا مانده از دوران مجردی است ! البته منظورم از فحش ، حرفی است که توهین تلقی شود ، باز هم می گویم ممکن است این الفاظ در بین دوستان ما نشانه محبت باشد - که البته همان هم غلط است ولی هرگز در ارتباط با همسرتان از این شوخی ها استفاده نکنید ، چیزی که جدیدا در شبکه هایی مثل فیس بوک دیده ام با عذرخواهی از همه دوستان واژه "کثافت" است که مثلا با تغییر شکل "کصافط" می نویسند و بسیار زشت و بی ادبانه است ، و متاسفانه آقایان در رابطه های پیامکی با همسرشان از آن استفاده می کنند یا لفظش را به زبان می آورند ، این هم نمونه ای دیگر از شوخی های خراب کننده رابطه است که نباید مرتکب شوید.میگنا دات آی آر، یا مثلا واژه های دیگر ، بعضی واژه ها را هم مجبورم بگویم که خیلی خانم ها از آن شاکی هستند که آقایان در رابطه با آنها به شوخی به کار می برند مثل "لامصب" "بدبخت" "بیچاره" و ... پس خیلی مواظب این واژه ها باشید ، همسر شما ممکن است چیزی نگوید و یا عادت کرده باشد ، ولی باور کنید شروع با این واژه های ساده زندگی خیلی ها را به مرز طلاق کشانده است. خواهش می کنم از این الفاظ استفاده نکنید.

*شوخی های تمسخر آمیز

- شوخی در مورد اعضای خانواده : مثلا خانمی به همسرش می گوید :" اگر مشکلی پیش اومد بابای من هست که کمکمون کنه" شما هم قصدی ندارید و به شوخی می گویید :" بابای تو هنوز قسط جهیزیه ات رو داده که بخواد کاری کنه حالا !"
این شامل شوخی با اعضای خانواده مخصوصا بزرگترها و پدر و مادر هم می شود ، یعنی فرضا با پدر همسرتان یا مادر همسرتان شوخی ای کنید که دور از شان آنها باشد و یا بی ادبی محسوب شود.

- مسخره کردن : مسخره کردن همیشه بد است ، مسخره کردن همسر بدتر و مسخره کردن همسر در حضور دیگران بدترین کار ممکن ! این مسخره کردن می تواند جنبه های مختلفی داشته باشد ، همسرتان کاری را درست انجام نداده شما با این کلمات او را صدا می کنید " نابغه ! آی کیو ! دانشمند ! "

یا مسخره کردن قد ، هیکل یا لهجه همسر که این هم بسیار بد و زننده است ، مسخره کردن غذا را هم زیاد دیده ام ، مثلا به همسرتان می گویید :" عزیزم میشه بگی این غذایی که پختی دقیقا مزه چی میده ؟"

و یا :"این غذا رو برم بریزم جلو گربه ها ببینم لب میزنن یا نه !" نکته آخر را هم بگویم ، لطفا اگر این شوخی ها را با همسرتان می کنید ، بدون هیچ تعارفی ، انتظار محبت و شادی و گرم بودن خانه و ... را از او نداشته باشید. یکی از دوستان من که اتفاقا خیلی هم به همسرش علاقه داشت ، به خاطر همین ناشی گری ها و شوخی های بی مورد ، الان در دادگاه خانواده در رفت و آمد برای درخواست طلاق همسرش است. پس لطفا مراعات کنید.

دسته بندی : بخش مخصوص آقایان ,


نویسنده : علی بیک محمدی 1392/10/25, 05:48 بعد از ظهر
در این تصویر حسن روحانی، رئیس‌جمهور کشورمان را در حالی مشاهده می‌کنید که محافظان رئیس‌جمهور برای محافظت از وی از «کیف‌های ضدگلوله» معروف استفاده کرده‌اند.

محافظت از روحانی با کیف ضدگلوله


دسته بندی : سیاسی , خبری , عکس های جدید ,


نویسنده : علی بیک محمدی 1392/10/25, 03:47 بعد از ظهر

در بین 19 فرمانده ویژه محافظ دبیرکل حزب‌الله لبنان، چه کسی فرماندهی تمام آنان را بر عهده دارد و به او لقب «سپر سید» را داده‌اند؟

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری اهل‌بیت (ع) - ابنا- حفاظت از «سیدحسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله را می‎توان پیچیده‌ترین و حساس‎ترین عملیات حفاظت سیاستمداران دنیا دانست زیرا تعداد نقشه‌های شکست‌خورده برای ترور وی قابل شمارش نیست.

«حجت‌الاسلام شیخ راغب حرب» و «حجت‌الاسلام سیدعباس موسوی» دو رهبر پیشین حزب‌الله بودند که هر دو به شهادت رسیدند و اینک «حجت‌الاسلام سید‌حسن نصرالله» - که خود را یکی از سربازان مقام معظم رهبری می‏‌داند - زیر ذره‎بین گروه‎های تروریستی و سازمان‌های جاسوسی قرار دارد.

دلیل حساسیت ویژه نصرالله این است که اولا رهبر مقتدرترین حزب لبنان است، ثانیا یک شیعه‌مذهب بوده و خاری در چشم سلفیون است و ثالثا تنها شخصیت محبوب عرب است که در مقابل قدرت‌های مستکبر جهانی ایستاده و تنها پیروزی عرب‌ها بر رژیم جعلی اسرائیل را به دست آورده است.

این تهدیدات غیر قابل وصف به حدی است که در برخی خاطرات پیرامون سیدحسن نصرالله آمده است: در زمانی، عملیات تروریستی علیه دبیرکل حزب‎الله آنقدر افزایش یافته بود که وی شب‎ها چندین بار محل استراحت خود را تغییر می‎داد.

سیدحسن‌ نصرالله همواره تحت شدیدترین تدابیر امنیتی به سر می‎برد و تقریبا تمام سخنرانی‎های وی به صورت ویدئوکنفرانس پخش می‎شود. اما این شخصیت محبوب جهان اسلام که سخنران مراسم دهه محرم ضاحیه در جنوب بیروت بود، در شب دهم و نیز روز عاشورا شخصا در بین عزاداران حاضر شد و از نزدیک به سخنرانی پرداخت.

حضور دبیرکل حزب‌الله لبنان در جمع عزاداران حسینی در روز عاشورا و کیف همراه محافظ وی، توجه ویژه کاربران شبکه‌های اجتماعی و بیشتر پایگاه‌های خبری را به دنبال داشت. کنجکاوی رسانه‌ها نتیجه‌بخش بود و در خبرها اعلام شد که کیف دست محافظ در واقع یک سپر تاشو ضدگلوله و بسیار پیشرفته است که در برابر هر نوع گلوله‌ای مقاومت دارد.

اما این بار حقایقی منتشرنشده از شخص اول محافظان سیدحسن نصرالله منتشر شد. این اطلاعات اگرچه کوتاه هستند ولی برای نخستین بار از سوی ابنا منتشر شده است:

«ابوعلی جواد» داماد - شوهر دختر - دبیرکل حزب‌الله لبنان بوده و در بین 19 فرمانده ویژه، فرماندهی تمام آنان و محافظان ویژه را بر عهده دارد؛ به طوری‌که به وی لقب «سپر سید» را داده‌اند.

ابوعلی حاضر است جان خود را بدهد تا سیدحسن نصرالله آسیبی نبیند. سید نیز وی را بسیار دوست دارد و با وجود کم‌سن بودن، دبیرکل حزب‌الله به وی اعتماد کامل دارد.

محافظ اول سیدحسن نصرالله اصلا نمی‌خندد، خوش‌چهره است و سیمای کودکانه‌ای دارد. وی بسیار حرفه‌ای آموزش‌ دیده و دوران آموزشی را مدت زیادی در پادگان‌های مخفی پشت‌ سر گذاشته است.

داماد دبیرکل حزب‌الله از محبوبیت بالایی نزد مقاومت اسلامی و مردم لبنان برخوردار است و همچنین رسانه‌های رژیم صهیونیستی توجه ویژه‌ای به وی دارند.

ابوعلی، داماد و سرتیم حفاظت سیدحسن نصرالله

ابوعلی، داماد و سرتیم حفاظت سیدحسن نصرالله

ابوعلی، داماد و سرتیم حفاظت سیدحسن نصرالله

ابوعلی، داماد و سرتیم حفاظت سیدحسن نصرالله

ابوعلی، داماد و سرتیم حفاظت سیدحسن نصرالله

ابوعلی، داماد و سرتیم حفاظت سیدحسن نصرالله

ابوعلی، داماد و سرتیم حفاظت سیدحسن نصرالله

ابوعلی، داماد و سرتیم حفاظت سیدحسن نصرالله

ابوعلی، داماد و سرتیم حفاظت سیدحسن نصرالله

ابوعلی، داماد و سرتیم حفاظت سیدحسن نصرالله


دسته بندی : سیاسی , عکس های جدید ,


نویسنده : علی بیک محمدی 1392/10/25, 12:53 بعد از ظهر

به گزارش جام جم،مجله انگلیسی نشنال با انتشار گزارشی ثروت بابک زنجانی را حدود 14 میلیارد دلارارزیابی کرد و نوشت: زنجانی رونق تجارت خود را به دلیل « خواست خداوند » می داند . بر اساس گزارش های مختلف ، او کار خود را با فروش پوست گوسفند و یا لوازم آرایشی و بهداشتی آغاز کرده و در ادامه توانسته از یکی از دانشگاه های ترکیه مدرک لیسانس مدیریت بحران بگیرد.

بزرگترین شکست وی در سال 1999 اتفاق افتاد ، زمانی که او رانندۀ محسن نوربخش ، رئیس اسبق بانک مرکزی ایران شد. آقای زنجانی استعداد خاصی در امر تبدیل و تبادل پول از خود نشان داد و به آسمان گفته که او به سرعت توانست حدود 17.000 $ در روز از معاملات ارز خارجی به دست آورد . با این حال، هم خانوادۀ نوربخش و هم بانک مرکزی ایران ، هر دو وجود فردی با این نام را در بین کارکنان بانک انکار می کنند.

در هر صورت، بابک زنجانی ، میلیاردر پر زرق و برق ایرانی که ، ساعت مچی 130 هزار درهمی به دست می کند ، و مرسدس بنز SL500 سیاه رنگ سوار می شود و صاحب یک باشگاه فوتبال در تهران است ، اکنون  سقوطی عجیب و تماشایی را تجربه می کند.

بازداشت زنجانی ، یک روز پس ازآن صورت گرفت که رئیس جمهور جدید و میانه روی ایران، حسن روحانی ، به دولت خود دستور داد تا با " فساد مالی " مبارزه کنند ، به ویژه با " چهره های ممتاز " این عرصه که از تحریم های اقتصادی برای ثروت اندوزی خود استفاده کرده اند ، البته او هیچ اشاره ای به آقای زنجانی نکرد.



دسته بندی : سیاسی ,


نویسنده : علی بیک محمدی 1392/10/25, 11:51 قبل از ظهر
«انجمن شعر شهر» با حضور جمع کثیری از اهالی منطقه یک تهران و شعرخوانی شاعران درباره شهر تهران در فرهنگسرای ابن سینا آغاز به کار کرد که در میان شعرهای قرائت شده، شعر طنز ناصر فیض، بسیار خواندنی است.

به گزارش خبرنگار مهر شب گذشته و در مراسمی که با حضور گسترده و دور از انتظار مردم شهر تهران، ساکن در منطقه یک برگزار شد؛ «شب شعر شهر تماشا» و انجمن شعر شهر با حضور جمع کثیری از شاعران کشور افتتاح شد.

در ابتدای این مراسم، حجت‌الله نصرتی در سخنانی با خو‌شامدگویی به حاضران اظهار امیدواری کرد با افتتاح این انجمن شعر، به زودی اشعار شهروندان تهرانی توسط این انجمن و در قالب کتابی منتشر شد.

اما بخش عمده‌ای از این مراسم به شعرخوانی جمعی از شاعران کشور اختصاص داشت که وجه سرایش تمام آنها شعر و زندگی در تهران بود.

علیرضا قزوه نخستین شاعری بود که در این مراسم به شعرخوانی پرداخت. قزوه ابتدا غزلی به این ترتیب را قرائت کرد:

در همان صبحی که انسان‌ها به دنیا آمدند
شانه‌ای لرزید، باران‌ها به دنیا آمدند
توی گلدان زمین انسان گلی دلتنگ بود
گل تبسم کرد، گلدان‌ها به دنیا آمدند
گیسویی آشفت، اندوه غریبان تازه شد
شانه‌ای خم شد، پریشان‌ها به دنیا آمدند
بعد باران آمد و دنبال زلف ما دوید
بال وا کردیم، توفان‌ها به دنیا آمدند
حسرتی خشکید، باغ فطرتی بیدار شد
حیرتی گل کرد، عرفان‌ها به دنیا آمدند
دیده وا کردیم دیدیم آسمان در چشم ماست
چشم را بستیم مژگان‌ها به دنیا آمدند
پیش‌تر از ما و من اویی به نام عشق بود
این و آن مردند تا «آن»‌ها به دنیا آمدند
کفر و عصیان بر مدار خشم و شهوت می‌تنید
با دعای عشق، ایمان‌ها به دنیا آمدند
آدمی در غار تنهایی به دوری فکر کرد
 دور دوری بود، دوران‌ها به دنیا آمدند
خانه‌ها دلتنگی حواست، پشت کوچه‌ها
آدمی گم شد، خیابان‌ها به دنیا آمدند
من به دنبال کسی می‌گردم از روز نخست
از همان صبحی که انسان‌ها به دنیا آمدند

قزوه در ادامه نیز شعری از کتاب تازه منتشر شده خودش، «صبح بنارس» به شرح زیر خواند:

بعد رفتم به سراغ چمدان‌های قدیمی
عکس‌های من و دلتنگی یاران صمیمی
روزهایی همه محبوس در انباری خانه
خاطراتی همه زندانی در دفتر سیمی
رفته بودم به چهل سالگی غربت بابا
با همان سوز که می‌گفت: خدایا تو کریمی
مشهد و عکس پدر، ضامن آهو و دل من
گریه هم پاک نکرد از دل من گرد یتیمی
تازه همسایه باران و خیابان شده بودیم
کاشی چاردهم روبروی کوی نسیمی
عشق را تجربه می‌کردم در ساعت انشا
شعر را تجزیه می‌کردم در دفتر شیمی
نام‌هایی که نه در خاطره ماندند و نه در دل
ساعت جبر شد و غرغر استاد عظیمی
اردوی رامسر و گم شدنم در شب مجنون
رقص موسای عرب، خنده مسعود کریمی
این یکی هست ولی از همه شهر بریده
آن یکی را سرطان کشت، سلامی ... نه، سلیمی
این یکی عشق هدایت داشت با عشق فرانسه
آن یکی قصه‌نویسی شد در حدّ حکیمی
آن یکی پنجره‌ای وا کرد از غربت فکّه
این یکی ماند گرفتندش در خانه تیمی
این یکی باز منم شاعر دلتنگی یاران
این یکی باز منم در چمدان‌های قدیمی...

شاعر بعدی این مراسم نیز میلاد عرفان‌پور بود که بنا بر اعلام در این مراسم مدیر انجمن شعر شهر نیز هست.

وی در نوبت شعرخوانی خود به بازخوانی برخی از رباعیاتش به شرح زیر پرداخت:

خاکی بودم به خویش مغرور شدم
بر اصل خودم وصله ناجور شدم
تو کوه به کوه می‌رسیدی به خودت
من شهر به شهر از خودم دور شدم

................

این کوه سپید کدخدایی بودست
اینجا همه باغ دلگشایی بوده است
این برج بلند روزگاری سروی
تهران بزرگ روستایی بوده است

.............

در شهر خیابان به خیابان مردم
آشفته میان راه‌بندان مردم
از ترس چه اینگونه گریزان دنیاست
دنبال چه اینگونه شتابان مردم

............

بی‌رونق و بی‌عبور شد قبرستان
زنده، زنده به گور شد قبرستان
مردم اگر از مرگ نمی‌ترسیدند
از شهر چرا دور شد قبرستان

.................

در این همه رنگ آنچه می‌خواهی نیست
در این همه راه غیر گمراهی نیست
در شهر خیابان به خیابان گشتم
آنقدر که آگهی است آگاهی نیست

...........

پوشانده به تن قبای رسمی در صف
دنبال کمی هوای رسمی در صف
ده بود و درخت‌های عاشق در صف
شهر است و درخت‌های رسمی در صف

................

آری به خطا همیشه کوچک دیده
از آن بالا همیشه کوچک دیده
پیداست چرا برج‌نشین مغرور است
آدم‌ها را همیشه کوچک دیده

..............

آه است خیابان به خیابان به لبم
از این همه بی‌تفاوتی در عجبم
تو مثل مسافری که دیرش شده است
من مثل چراغ قرمز نیمه‌شبم

...............

گل پرده دریده رنگ و بو بفروشد
بلبل همه جا راز مگو بفروشد
این شهر بزرگ از فروشنده پر است
بیچاره کسی که آبرو بفروشد

...............

بی‌تو همه خاطره‌ها خاک شده است
از شهر نشان عشق ما پاک شده است
دیریست که گلفروشی کوچه ما
بنگاه معاملات املاک شده است.

ناصر فیض شاعر و مسئول دفتر طنز حوزه هنری نیز از دیگر شاعرانی بود که در این مراسم به شعرخوانی پرداخت. یکی از اشعار فیض که در این نشست قرائت شد و مورد استقبال حاضران قرار گرفت به شرح زیر بود:

خب، می‌گن درست می‌شه ـ منم می‌گم ـ چرا نشه!
قدیمام درست می‌شد، پس واسه چى حالا نشه؟!
تو عزاى ما بیاین، عروسى‌مون پیشکشتون
منم از خدا می‌خوام عروسى‌تون عزا نشه...
اگه آبادى رو دوست دارین، حواستون باشه
کسى از جایى اومد، رفیق کدخدا نشه!
تا به جایى مى‌رسن خدا رو از یاد می‌برن
هر کى معتبر می‌شه بشه، ولى گدا نشه!
یه خونه ت دو تا بشه خوبه! ولى به شرطى که
جلوى هر کس و ناکس کمرت دو تا نشه
اگه خواست اینجورى شه، بذار خونه ت طورى باشه
که اگه یه مهمونم داشتى تو خونه جا نشه!
دعواى تو خونه رو تو خونه فیصله‌ش بدین
خوبه اسرار آدم تو کوچه بر ملا نشه
نذا غم سرت خراب شه! بمونى رو دستمون
مثل مستاجر بد که از تو خونه پا نشه
گلیم بخت آدم خیلى باید سفید باشه
بره تو بشکه قیر اما جایى ش سیا نشه
من خدارو وقتى می‌شناسم که معصیت باشه!
داورى کشکه اگه توى زمین خطا نشه
نمی‌دونم این خوبه براى آدم یا بده؟!
که زنش تا آخر عمرم ازش جدا نشه!
خیلى‌ها زن می‌گیرن اما یه روز طلاق می‌دن
مگه آدم می‌شه که دچار اشتبا نشه؟!
به جاى پسر بگو اژدها، اصلاً بگو مار
واسه دست پدرش وقتى پسر عصا نشه
بعضى از شاعرا تو قطار به دنیا اومدن
کاش که بعد از این دیگه شاعرى زا به را نشه!
خب منم شاعرم، اما از همون اول کار
نمى‌خواستم به کسى بگم،یه وخ ریا نشه!
شعر ما پا توى کفش هیچ کسى نمى‌کنه
تا زمانى که کسى موى دماغ ما نشه
اگه چیزى هم نوشتیم، نگرونیم همیشه
ما که هیچ... یه وخ کسى مزاحم شما نشه!

علی‌محمد مودب و مدیر موسسه فرهنگی شهرستان ادب نیز از دیگر شاعرانی بود که در این مراسم به شعرخوانی پرداخت که متن این اشعار در ادامه می‌آید:

ارتفاعات سیمان
 دشت‌های بتون آرمه
گونه‌های پلاستیک لیلا
 من علی‌رغم اینها
 بی‌مهابا
 تورا دوست دارم

.................

مغازه‌دارها
به چشم‌های من نگاه می‌کنند
مگر نگاه من خریدنی است؟
تو باستان‌شناس پیر!
به پیکر عتیقه‌ات بگو
چه چیز این دل شکسته دیدنی است؟

..................

چو دشتی پریشان و تنها
اگر چند عمری
دل آشفته از شیوه گردباد تو بودم
ولی باز هر بار
به محض طلوع سكوتی
پر از قاصدك‌های یاد تو بودم!


دسته بندی : سرگرمی , هنری ,


نویسنده : علی بیک محمدی 1392/10/25, 11:21 قبل از ظهر
دیشب مراسم اهدای جوایز برترین های دنیای فوتبال در سال 2013 در زوریخ سوئیس برگزار شد.


مسی و چابی با همسرانشان در پرواز بارسلونا- زوریخ


این هم سرخیو راموس و همسرش در بدو ورود به زوریخ




مجریان مراسم توپ طلا؛ فرناندا لیما و رود گولییت



 
رونالدوی برزیلی با نامزدش دی جی پائولا در مراسم حضور یافته بود
 
فرانک ریبری و همسرش..کت و شلوار ستاره فرانسوی هم کم از کت وشلوار مسی نداشت فقط رنگ تیره آن باعث شد تا کمتر به چشم بیاید

 
آنتونیا، همسر مسی هم از دیگر حاضران دراین مراسم بود

 

 
خواهر کریس رونالدو و مادر او نیز در این مراسم حضور داشتند
 
و سرخیو راموس با نامزدش پیلار روبیو در مراسم شرکت کرده بود

این هم کریس رونالدو و نامزدش ایرینا شایک


فرانس بکن باوئر یکی دیگر از میهمان های ویژه این مراسم بود


و مارتا فوتبالیست زن سرشناس برزیلی




 


دسته بندی : سرگرمی , ورزشی , عکس های جدید ,
برچسب ها : توپ طلا , برترین , مسی , رونالدو , بکن بائر , گولیت , ریبری ,


نویسنده : علی بیک محمدی 1392/10/20, 10:34 بعد از ظهر
بعد از تولد مارتین، فرزند ایکر کاسیاس و سارا کاربونرو حالا مادر و فرزند از بیمارستان مرخص شده اند

چند روز پیش بود که ایکر کاسیاس دروازه بان باشگاه رئال مادرید پدر شد و همسرش سارا کاربونرو پسرشان مارتین را به دنیا آورد. حالا مارتین و سارا نیز از کلینیک بین المللی روبر مادرید مرخص شده وخانواده کاسیاس سه نفری خواهد بود

منبع: سایت گل


دسته بندی : سرگرمی , ورزشی , عکس های جدید ,



» عشقی که هوس نیست! ( 1393/01/27 )
» با دختر بزرگ تر از خودم ازدواج کنم؟ ( 1393/01/27 )
» 13 عضو بی استفاده در بدن که نیازی به آنها نداریم! ( 1393/01/10 )
» از کاغذ سازی نوکیا تا برنج فروشی سامسونگ!غول های موبایل قبلا چه کاره بوده اند؟! ( 1392/12/29 )
» چشمان زیبای شما در قاب تصویر به روایت سورن مانولیان ( 1392/12/21 )
» خالق زیبای من ( 1392/11/13 )
» ۱۰ مکانی که اجازه مشاهده آنها روی نقشه گوگل را ندارید ( 1392/11/13 )
» گزارش تصویری: سیاستمداران دنیا با ژست‌های عجیب ( 1392/10/29 )
» 7 شوخی زشت آقایان با خانم ها ! ( 1392/10/25 )
» عکس: محافظت از روحانی با کیف ضدگلوله ( 1392/10/25 )
» سرتیم حفاظت سیدحسن نصرالله کیست؟ + تصاویر ( 1392/10/25 )
» بابک زنجانی چقدر ثروت دارد؟ ( 1392/10/25 )
» ترانه طنزی که ناصر فیض در انجمن شعر شهر خواند ( 1392/10/25 )
» عکس هایی متفاوت از حاشیه های مراسم دیشب توپ طلا ( 1392/10/25 )
» عکس: کاسیاس و همسرش ( 1392/10/20 )
» چرا استفاده از شبکه‌های Wi-Fi عمومی برای انجام امور بانکی و شخصی بسیار خطرناک است؟ ( 1392/10/16 )
» عکس: بازهم شادی عجیب غلامپور! ( 1392/09/29 )
» عکس: خودروی فرمانده ارتش ( 1392/09/29 )
» طالع گروه خونی ( 1392/09/28 )
» طالع بینی بر اساس گروه خونی ( 1392/09/28 )
» طالع‌بینی براساس گروه خونی! ( 1392/09/28 )
» طنز/ علی لاریجانی:آمریکا خیلی پررو شده! ( 1392/09/23 )
» برترین عکس‌های 2013"آتلانتیک"(2) ( 1392/09/23 )
» برترین عکس‌های 2013 "آتلانتیک" ( 1392/09/21 )
» گران‌ترین لپ‌تاپ‌های دنیا+ عکس ( 1392/09/21 )
» بازتاب عذرخواهی کفاشیان از مسی ( 1392/09/21 )
» وقتی همسر اوباما غیرتی می شود +عکس ( 1392/09/21 )
» نامه فرناندا لیما رئیس جمهور برزیل به ضرغامی! ( 1392/09/18 )
» عکس: تغییر دکوراسیون اتاق رهبر انقلاب در 14 سال ( 1392/09/17 )
» تصاویر کوهنوردی حسن روحانی در ارتفاعات تهران ( 1392/09/17 )
موضوعات

صفحات

نظرسنجی

دوست دارید وبلاگ در چه زمینه هایی فعال باشد؟



لینکدونی

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :